
براي تبادل لينک ابتدا لينک مارو بانام:دانلود.عکس و مطالب خواندنی(سرایان) در
وبلاگ ياسايتتان قراردهيد ،
سپس از طريق فرم نظرات به ما خبر دهيد تاما هم اين کار رو براي شما بکنيم.
تیر 1390
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
آبان 1386
مهر 1386
تیر 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
تصور کنید در بیابان خشک و بی پایانی در حال راه رفتن هستید خسته،گرسنه،تشنه،پس از 5 ساعت پیاده روی......ناگهان ساختمان مجلل و با شکوهی در جلوی شما ظاهر می شود.
بقه در ادامه مطلب
[+]
نوشته شده توسط علی در 2:17
|
|
[+]
نوشته شده توسط علی در 21:33
|
|
با سلام و عرض ادب خدمت سروران گرامی
خیلی ممنون بابت اضهار نظرهای زیبایتان

یکی از بهترین غزلهایی که معین خوانده رو براتون گذاشتم
بی تو ای روشنگر شبهای من
بوسه میزد ناله بر لبهای من
مخمل سرخ شفق رنگ تو داشت
پرده های ساز اهنگ تو داشت
************************
تو شادیه گذشتمی وقت سعید رفتمی
[+]
نوشته شده توسط علی در 19:51
|
|
من با تو ام ای رفیق ! با تو
همراه تو پیش می نهم گام
در شادی تو شریک هستم
بر جام می تو می زنم جام
من با تو ام ای رفیق ! با تو
دیری ست که با تو عهد بستم
همگام تو ام ، بکش به راهم
همپای تو ام ، بگیر دستم
پیوند گذشته های پر رنج
اینسان به توام نموده نزدیک
هم بند تو بوده ام زمانی
در یک قفس سیاه و تاریک
رنجی که تو برده ای ز غولان
بر چهر من است نقش بسته
زخمی که تو خورده ای ز دیوان
بنگر که به قلب من نشسته
تو یک نفری ... نه ! بیشماری
هر سو که نظر کنم ، تو هستی
یک جمع به هم گرفته پیوند
یک جبهه ی سخت بی شکستی
زردی ؟ نه ! سفید ؟ نه ! سیه ، نه
بالاتری از نژاد و از رنگ
تو هر کسی و ز هر کجایی
من با تو ، تو با منی هماهنگ
سیمین بهبهانی
[+]
نوشته شده توسط علی در 1:15
|
|
[+]
نوشته شده توسط علی در 2:20
|
|
برای ضیافت عشق
اگه شب ، شب غزل نیست
اگه نور ، اینه به اینه
اگه گل ، بغل بغل نیست
برای گلدون دستات
یه سبد رازقی دارم
بهترین قلبو تو دنیا
برای عاشقی دارم
از تو تا ویروونی من
از تو تا مرز شکستن
فاصله ، وا کردن در
فاجعه ، صدای بستن
ترسم از بی رحمی شب نیست
ترسم از دلتنگی فرداست
ترسم از شب مرگی آواز
ترسم از تدفین قمری هاست
سهمی از رجعت انسان
سهمی از خداشدن باش
سهمی از معجزه ی عشق
سهمی از معراج من باش
[+]
نوشته شده توسط علی در 13:46
|
|
گفته بودی، از غرورم، از سکوتم، خسته ای
من شکستم هر دو را
گفته بودم،از سکوتت،از غرورت خسته ام
به خاموشی مغرورانه ات
شکستی تو مرا
با تو گفتم
از همه تنهایی ام، خستگی ام
با تو گفتم تا بدانی
با همه ناجیگری، بی ناجی ام
تو، سکوتت خنجریست
بر قلب من
و حضورت، مرهمی
بر زخم من
پس، باش
تا همیشه با من باش
حتی اگر خاموشی
[+]
نوشته شده توسط علی در 1:7
|
|
یاد دارم در غروبی سرد سرد
می گذشت از کوچه ما دوره گرد .
داد می زد : کهنه قالی میخرم .
دست دوم جنس عالی میخرم
کاسه و ظرف سفالی می خرم
گر نداری گوزه خالی می خرم
اشک در چشمان بابا حلقه بست
عاقبت آهی کشید بغضش شکست
اول ماه است و نان در سفره نیست
ای خدا شکرت ولی این زندگیست ؟
بوی نان تازه هوشش برده بود
اتفاقا مادرم هم روزه بود
خواهرم بی رو سری بیرون دوید
گفت : اقا سفره خالی می خرید؟
[+]
نوشته شده توسط علی در 0:41
|
|