تبليغاتX
دانلود.عکس و مطالب خواندنی(سرایان)
تصـــــــوير تصادفي
منوي کاربري

Make Your HomePage    Send Email To Admin    Add to Favorites

پيغام مدير : با سلام اميدوارم از مطالب وبلاگ راضي شده باشيد

با تشکر   

لينك دوستان
چت با مدير
جستجوگر

Google
  
            
     در كل اينترنت
     در اين سايت

آرشيو
طراح قالب
نرم افزار-موبايل-کليپ توپ-عکسهاي زيبا-قالب هاي زيبا براي بلاگفا و دور بلاگ و ...
Powered by:

Blogfa.com

      گل سرخ

دیدی ای غمگین تر از من
 بعد از آن دیر آشنایی
آمدی خواندی برایم
 قصه ی تلخ جدایی
مانده ام سر در گریبان
 بی تو در شب های غمگین
 بی تو باشد همدم من
 یاد پیمان های دیرین
 آن گل سرخی که دادی
 در سکوت خانه پژمرد
 آتش عشق و محبت
 در خزان سینه افسرد
 کنون نشسته در نگاهم
 تصویر پر غرور چشمت
 یک دم نمی رود از یادم
 چشمه های پر نور چشمت
 آن گل سرخی که دادی
 در سکوت خانه پژمرد

                                                       ایرج جنتی عطایی

[+] نوشته شده توسط علی در 18:33 | |

      جان گرفته

از هجوم نغمه هاي بشكافته گور مغز من امشب

مرده اي را جان به رگ ها ريخت

پا شد از جا در ميان سايه و روشن

بانگ زد بر من : مرا پنداشتي مرده

و به خاك روزي هاي

رفته بسپرده؟

ليك پندار تو بيهوده است

پيكر من مرگ را از خويش مي راند

سرگذشت من به ز هر لحظه هاي تلخ الوده است

من به هر فرصت كه پابم بر تو مي تازم

شادي ات را با عذاب آلوده مي سازم

با خيالت مي دهم پيوند تصويري

كه قرارت را كند در رنگ خود تابود

درد

را با لذت آميزد

در تپش هايت فرو ريزد

نقش هاي رفته را باز اورد با خود غبار آلود

مرده لب بر بسته بود

چشم مي لغزيد بر يك طرح شوم

مي تراويد از تن من درد

نغمه مي اورد بر مغزم هجوم

                                                           سهراب سپهری

[+] نوشته شده توسط علی در 12:52 | |

      عشق

اي جراغ روشن شبهاي من

گر نباشي

پاي من در سياهي كرده گير

با تو بودن

لحظه هاي بهترين

پس بذار عاشق بمانم

عشق خود از من نگير

زندگي بي تو غم و افسردگيست

[+] نوشته شده توسط علی در 12:43 | |

      پيش از تو

پيش از تو آب معني دريا شدن نداشت
شب مانده بود و جرأت فردا شدن نداشت
بسيار بود رود در آن برزخ كبود
اما دريغ، زهره دريا شدن نداشت
در آن كوير سوخته، آن خاك بي بهار
حتي علف اجازه زيبا شدن نداشت
گم بود در عميق زمين شانه بهار
بي تو ولي زمينه پيدا شدن نداشت
چون عقده اي به بغض فرو بود حرف عشق
اين عقده تا هميشه سر واشدن نداشت

[+] نوشته شده توسط علی در 13:6 | |

      یک سخن

سگم را با رفیقم اشنا کردم

                                   سگم با رفیقم می گردد

                                                             خودم مثل سگ پشیمانم

[+] نوشته شده توسط علی در 19:37 | |

      دانلود نرم افزار

نرم افزاري قوي با سرعت بالا براي دانلود از اينترنت با كرك به نامInternet Download Accelerator  

ظمنا چنانچه از اينترنت قطع شديد و دوباره وصل شويد به ادامه دانلود مي پردازد

براي دانلود اينجا كليك كنيد

 منبع داداش عزیزم

[+] نوشته شده توسط علی در 12:36 | |

      دلم براي خودم تنگ مي شود

اگر چه نزد شما تشنه ي سخن بودم
كسي حرف دلش را نگفت من بودم
دلم براي خودم تنگ مي شود آري:
هميشه بي خبر از حال خويشتن بودم
نشد جواب بگيرم سلام هايم را
هر آنچه شيفته تر از پي شدن بودم
چگونه شرح دهم عمق خستگي ها را
اشاره اي كنم ، انگار كوه كن بودم
من آن زلال پرستم در آب گند زمان
كه فكر صافي آبي چنين لجن بودم
غريب بودم ، گشتم غريب تر اما:
دلم خوش است كه در غربتِ وطن بودم .

محمد علي بهمني

[+] نوشته شده توسط علی در 21:27 | |

      چشمان تو

در عکس چشمان تو
خواب های من پیداست .
در شبیه پوست من
شب ها
چیزی شبیه خواب های تو می چرخد
هر شب به خواب هایم بیا
تا عکسمان هی به هم شبیه تر شود


نه آدمم نه گنجشك
اتفاقي كوچكم
هر بار مي افتم
 دو تكه مي شوم
نيمي را باد مي برد
نيمي را مردي كه نمي شناسم

گراناز موسوي

[+] نوشته شده توسط علی در 19:24 | |

      رهي معيري

چون زلف تو ام جانا در عین پریشانی
چون باد سحرگاهم در بی سر و سامانی
 من خاکم و من گردم من اشکم و من دردم
تو مهری و تو نوری تو عشقی و تو جانی
خواهم که ترا در بر بنشانم و بنشینم
تا آتش جانم را بنشینی و بنشانی
ای شاهد افلاکی در مستی و در پاکی
من چشم ترا مانم تو اشک مرا مانی
در سینه سوزانم مستوری و مهجوری
در دیده بیدارم پیدایی و پنهانی
من زمزمه عودم تو زمزمه پردازی
من سلسله موجم تو سلسله جنبانی
از آتش سودایت دارم من و دارد دل
داغي که نمی بینی دردی که نمی دانی
دل با من و جان بی تو نسپاری و بسپارم
کام از تو و تاب از من نستانم و بستانی
ای چشم رهی سویت کو چشم رهی جویت ؟
روی از من سر گردان شاید که نگردانی

رهی معیری

[+] نوشته شده توسط علی در 20:24 | |

      جای پا

باز، با دلِ گرفته در هوای تو
شعر تازه‌ای سروده‌ام برای تو
باز هم به یاد خنده‌های ساده‌ات
باز هم به یاد اشک بی‌ریای تو،
روبه روی آسمان نشسته‌ام، تهی‌ست
بی‌نوازش صدای آشنای تو
مثل لحظه‌ای که رفته‌ای و بعد از آن
مانده روی برفِ کوچه، جای پای تو
من دلم هنوز بوی عشق می‌دهد
عطر ساده و صمیمی صدای تو
گرچه قلبم از هجوم غصه‌ها پُر است
گرچه نیستند هیچ‌یک، سزای تو،
غصه‌های تو تمامشان از آن من
شعرهای من، تمامشان برای تو

                               انسیه‌ی موسویان     

[+] نوشته شده توسط علی در 10:24 | |

      ای غم

  اي غم ، تو که هستي از کجا مي آيي؟
هر دم به هواي دل ما مي آيي


باز آي و قدم به روي چشمم بگذار
چون اشک به چشمم آشنا مي آيي!

قيصر امين پور

[+] نوشته شده توسط علی در 20:0 | |

      بهانه بودن

دلم نمي خواست كه نباشي

نبودنت تمام دردم بود

بودنت بهانه همه چيز

دلت نخواست كه باشي

از سراسر بهانه رفتن

[+] نوشته شده توسط علی در 12:44 | |

      بن بست

خسته از آوارگى، خواهانِ آرام و قرارى‏

از جهان آزرده جان، جوياىِ امنى در كنارى.

ماجرا و گفتگو را دشمنِ ناكينه‏جوئى‏

آشتى و دوستى را، دوستدارِ جان نثارى‏

دوست از دشمن نكرده فرق، خورده تيرِ غدرى‏

كار را نشناخته از عار، افتاده ز كارى‏

سال‏ها خون خورده‏اى، شادى زخود كرده دريغى‏

تا گزند خويش را در آستين پرورده مارى‏

ساده لوحى،ناپذيرا از تجارب نقش‏بندى‏

ابلهى ناموخته هيچ از گذشتِ روزگارى‏ ......


ادامه مطلب

[+] نوشته شده توسط علی در 17:45 | |

      رسوای دل


همچو نی می نالم از سودای دل
 آتشی در سینه دارم جای دل
من که با هر داغ پیدا ساختم
سوختم از داغ نا پیدای دل
همچو موجم یک نفس آرام نیست
بسکه طوفان زا بود دریای دل
دل اگر از من گریزد وای من
غم اگر از دل گریزد وای دل
ما ز رسوایی بلند آوازه ایم
نامور شد هر که شد رسوای دل
خانه مور است و منزلگاه بوم
 آسمان با همت والای دل
گنج منعم خرمن سیم و زر است
گنج عاشق گوهر یکتای دل
در میان اشک نومیدی رهی
خندم از امیدواریهای دل

[+] نوشته شده توسط علی در 12:31 | |

      ساعت هاي مچاله

شعری بلند از فریاد شیری
....پرده را كنار مي زنم
هنوز تب دارد جاده
وماه آن بالا نگاه مهربان كسي ست
كه بي پرده عاشق مي شود
جاده و جدايي عقربه هاي لنگ
جاده و له له سراب در ساعت هاي مچاله...

[+] نوشته شده توسط علی در 12:25 | |

      جی میل

عزيزان هر كس دعوت نامه جي ميل ميخواد من دارم در

   بخش نظرات ايميل خود رو بدهيد ودر خواست كنيد

[+] نوشته شده توسط علی در 19:53 | |

      محرم

 فرا رسيدن شهادت سالار شهيدان ابا عبدالله الحسين

   را به تمامي شعيان سراسر دنيا تسليت ميگويم

باز این چه شورش است که در خلق عالم است  
باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است
باز این چه رستخیز عظیم است کز زمین
بی نفخ صور خاسته تا عرش اعظم است
این صبح تیره باز دمید از کجا کزو
کار جهان و خلق جهان جمله در هم است
گویا طلوع میکند از مغرب آفتاب
کاشوب در تمامی ذرات عالم است
گر خوانمش قیامت دنیا بعید نیست
این رستخیز عام که نامش محرم است
در بارگاه قدس که جای ملال نیست
سرهای قدسیان همه بر زانوی غم است
جن و ملک بر آدمیان نوحه میکنند
گویا عزای اشرف اولاد آدم است
خورشید آسمان و زمین نور مشرقین
پروردهی کنار رسول خدا حسین

محرم

برادی دیدن تصاویر با کیفیت بالا روی ادامه مطلب کلیک کنید


ادامه مطلب

[+] نوشته شده توسط علی در 10:18 | |

      مطالب پيشين