|
دانلود.عکس و مطالب خواندنی(سرایان) مخصوص بچه های سرایان وحومه |
ساعت

موضوعات
تیر 1387
خرداد 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
آبان 1386
مهر 1386
تیر 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
گل سرخ
دیدی ای غمگین تر از من
بعد از آن دیر آشنایی
آمدی خواندی برایم
قصه ی تلخ جدایی
مانده ام سر در گریبان
بی تو در شب های غمگین
بی تو باشد همدم من
یاد پیمان های دیرین
آن گل سرخی که دادی
در سکوت خانه پژمرد
آتش عشق و محبت
در خزان سینه افسرد
کنون نشسته در نگاهم
تصویر پر غرور چشمت
یک دم نمی رود از یادم
چشمه های پر نور چشمت
آن گل سرخی که دادی
در سکوت خانه پژمرد
نوشته شده توسط علی در یکشنبه بیست و نهم بهمن 1385
لينك مطلب
جان گرفته
از هجوم نغمه هاي بشكافته گور مغز من امشب
مرده اي را جان به رگ ها ريخت
پا شد از جا در ميان سايه و روشن
بانگ زد بر من : مرا پنداشتي مرده
و به خاك روزي هاي
رفته بسپرده؟
ليك پندار تو بيهوده است
پيكر من مرگ را از خويش مي راند
سرگذشت من به ز هر لحظه هاي تلخ الوده است
من به هر فرصت كه پابم بر تو مي تازم
شادي ات را با عذاب آلوده مي سازم
با خيالت مي دهم پيوند تصويري
كه قرارت را كند در رنگ خود تابود
درد
را با لذت آميزد
در تپش هايت فرو ريزد
نقش هاي رفته را باز اورد با خود غبار آلود
مرده لب بر بسته بود
چشم مي لغزيد بر يك طرح شوم
مي تراويد از تن من درد
نغمه مي اورد بر مغزم هجوم
سهراب سپهری
نوشته شده توسط علی در شنبه بیست و هشتم بهمن 1385
عشق

اي جراغ روشن شبهاي من
گر نباشي
پاي من در سياهي كرده گير
با تو بودن
لحظه هاي بهترين
پس بذار عاشق بمانم
عشق خود از من نگير
زندگي بي تو غم و افسردگيست

نوشته شده توسط علی در پنجشنبه بیست و ششم بهمن 1385
پيش از تو
پيش از تو آب معني دريا شدن نداشت
شب مانده بود و جرأت فردا شدن نداشت
بسيار بود رود در آن برزخ كبود
اما دريغ، زهره دريا شدن نداشت
در آن كوير سوخته، آن خاك بي بهار
حتي علف اجازه زيبا شدن نداشت
گم بود در عميق زمين شانه بهار
بي تو ولي زمينه پيدا شدن نداشت
چون عقده اي به بغض فرو بود حرف عشق
اين عقده تا هميشه سر واشدن نداشت
نوشته شده توسط علی در چهارشنبه بیست و پنجم بهمن 1385
یک سخن
سگم را با رفیقم اشنا کردم
سگم با رفیقم می گردد
خودم مثل سگ پشیمانم
نوشته شده توسط علی در سه شنبه بیست و چهارم بهمن 1385
دانلود نرم افزار
نرم افزاري قوي با سرعت بالا براي دانلود از اينترنت با كرك به نامInternet Download Accelerator
ظمنا چنانچه از اينترنت قطع شديد و دوباره وصل شويد به ادامه دانلود مي پردازد
براي دانلود اينجا كليك كنيد
نوشته شده توسط علی در دوشنبه بیست و سوم بهمن 1385
دلم براي خودم تنگ مي شود
اگر چه نزد شما تشنه ي سخن بودم
كسي حرف دلش را نگفت من بودم
دلم براي خودم تنگ مي شود آري:
هميشه بي خبر از حال خويشتن بودم
نشد جواب بگيرم سلام هايم را
هر آنچه شيفته تر از پي شدن بودم
چگونه شرح دهم عمق خستگي ها را
اشاره اي كنم ، انگار كوه كن بودم
من آن زلال پرستم در آب گند زمان
كه فكر صافي آبي چنين لجن بودم
غريب بودم ، گشتم غريب تر اما:
دلم خوش است كه در غربتِ وطن بودم .
محمد علي بهمني
نوشته شده توسط علی در شنبه بیست و یکم بهمن 1385
چشمان تو
در عکس چشمان تو
خواب های من پیداست .
در شبیه پوست من
شب ها
چیزی شبیه خواب های تو می چرخد
هر شب به خواب هایم بیا
تا عکسمان هی به هم شبیه تر شود
نه آدمم نه گنجشك
اتفاقي كوچكم
هر بار مي افتم
دو تكه مي شوم
نيمي را باد مي برد
نيمي را مردي كه نمي شناسم
گراناز موسوي
نوشته شده توسط علی در چهارشنبه هجدهم بهمن 1385
رهي معيري
چون زلف تو ام جانا در عین پریشانی
چون باد سحرگاهم در بی سر و سامانی
من خاکم و من گردم من اشکم و من دردم
تو مهری و تو نوری تو عشقی و تو جانی
خواهم که ترا در بر بنشانم و بنشینم
تا آتش جانم را بنشینی و بنشانی
ای شاهد افلاکی در مستی و در پاکی
من چشم ترا مانم تو اشک مرا مانی
در سینه سوزانم مستوری و مهجوری
در دیده بیدارم پیدایی و پنهانی
من زمزمه عودم تو زمزمه پردازی
من سلسله موجم تو سلسله جنبانی
از آتش سودایت دارم من و دارد دل
داغي که نمی بینی دردی که نمی دانی
دل با من و جان بی تو نسپاری و بسپارم
کام از تو و تاب از من نستانم و بستانی
ای چشم رهی سویت کو چشم رهی جویت ؟
روی از من سر گردان شاید که نگردانی
رهی معیری
نوشته شده توسط علی در سه شنبه هفدهم بهمن 1385
جای پا
باز، با دلِ گرفته در هوای تو
شعر تازهای سرودهام برای تو
باز هم به یاد خندههای سادهات
باز هم به یاد اشک بیریای تو،
روبه روی آسمان نشستهام، تهیست
بینوازش صدای آشنای تو
مثل لحظهای که رفتهای و بعد از آن
مانده روی برفِ کوچه، جای پای تو
من دلم هنوز بوی عشق میدهد
عطر ساده و صمیمی صدای تو
گرچه قلبم از هجوم غصهها پُر است
گرچه نیستند هیچیک، سزای تو،
غصههای تو تمامشان از آن من
شعرهای من، تمامشان برای تو
انسیهی موسویان
نوشته شده توسط علی در دوشنبه شانزدهم بهمن 1385
ای غم
اي غم ، تو که هستي از کجا مي آيي؟
هر دم به هواي دل ما مي آيي
باز آي و قدم به روي چشمم بگذار
چون اشک به چشمم آشنا مي آيي!
قيصر امين پور
نوشته شده توسط علی در شنبه چهاردهم بهمن 1385
بهانه بودن
دلم نمي خواست كه نباشي
نبودنت تمام دردم بود
بودنت بهانه همه چيز
دلت نخواست كه باشي
از سراسر بهانه رفتن
نوشته شده توسط علی در پنجشنبه دوازدهم بهمن 1385
بن بست
خسته از آوارگى، خواهانِ آرام و قرارى
از جهان آزرده جان، جوياىِ امنى در كنارى.
ماجرا و گفتگو را دشمنِ ناكينهجوئى
آشتى و دوستى را، دوستدارِ جان نثارى
دوست از دشمن نكرده فرق، خورده تيرِ غدرى
كار را نشناخته از عار، افتاده ز كارى
سالها خون خوردهاى، شادى زخود كرده دريغى
تا گزند خويش را در آستين پرورده مارى
ساده لوحى،ناپذيرا از تجارب نقشبندى
ابلهى ناموخته هيچ از گذشتِ روزگارى ......
نوشته شده توسط علی در چهارشنبه یازدهم بهمن 1385
رسوای دل
همچو نی می نالم از سودای دل
آتشی در سینه دارم جای دل
من که با هر داغ پیدا ساختم
سوختم از داغ نا پیدای دل
همچو موجم یک نفس آرام نیست
بسکه طوفان زا بود دریای دل
دل اگر از من گریزد وای من
غم اگر از دل گریزد وای دل
ما ز رسوایی بلند آوازه ایم
نامور شد هر که شد رسوای دل
خانه مور است و منزلگاه بوم
آسمان با همت والای دل
گنج منعم خرمن سیم و زر است
گنج عاشق گوهر یکتای دل
در میان اشک نومیدی رهی
خندم از امیدواریهای دل
نوشته شده توسط علی در شنبه هفتم بهمن 1385
ساعت هاي مچاله
شعری بلند از فریاد شیری
....پرده را كنار مي زنم
هنوز تب دارد جاده
وماه آن بالا نگاه مهربان كسي ست
كه بي پرده عاشق مي شود
جاده و جدايي عقربه هاي لنگ
جاده و له له سراب در ساعت هاي مچاله...
نوشته شده توسط علی در جمعه ششم بهمن 1385
جی میل
عزيزان هر كس دعوت نامه جي ميل ميخواد من دارم در بخش نظرات ايميل خود رو بدهيد ودر خواست كنيد
نوشته شده توسط علی در سه شنبه سوم بهمن 1385
محرم
فرا رسيدن شهادت سالار شهيدان ابا عبدالله الحسين
را به تمامي شعيان سراسر دنيا تسليت ميگويم
باز این چه شورش است که در خلق عالم است
باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است
باز این چه رستخیز عظیم است کز زمین
بی نفخ صور خاسته تا عرش اعظم است
این صبح تیره باز دمید از کجا کزو
کار جهان و خلق جهان جمله در هم است
گویا طلوع میکند از مغرب آفتاب
کاشوب در تمامی ذرات عالم است
گر خوانمش قیامت دنیا بعید نیست
این رستخیز عام که نامش محرم است
در بارگاه قدس که جای ملال نیست
سرهای قدسیان همه بر زانوی غم است
جن و ملک بر آدمیان نوحه میکنند
گویا عزای اشرف اولاد آدم است
خورشید آسمان و زمین نور مشرقین
پروردهی کنار رسول خدا حسین

برادی دیدن تصاویر با کیفیت بالا روی ادامه مطلب کلیک کنید
نوشته شده توسط علی در یکشنبه یکم بهمن 1385
![]()
![]()
![]()
![]()
کپي برداري از مطالب وبلاگ فقط با ذکر منبع مجاز ميباشد .
All Rights Reserved 2005-2006 © by
sarayan22.blogfa.com
