
براي تبادل لينک ابتدا لينک مارو بانام:دانلود.عکس و مطالب خواندنی(سرایان) در
وبلاگ ياسايتتان قراردهيد ،
سپس از طريق فرم نظرات به ما خبر دهيد تاما هم اين کار رو براي شما بکنيم.
تیر 1390
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
آبان 1386
مهر 1386
تیر 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
دیدی ای غمگین تر از من
بعد از آن دیر آشنایی
آمدی خواندی برایم
قصه ی تلخ جدایی
مانده ام سر در گریبان
بی تو در شب های غمگین
بی تو باشد همدم من
یاد پیمان های دیرین
آن گل سرخی که دادی
در سکوت خانه پژمرد
آتش عشق و محبت
در خزان سینه افسرد
کنون نشسته در نگاهم
تصویر پر غرور چشمت
یک دم نمی رود از یادم
چشمه های پر نور چشمت
آن گل سرخی که دادی
در سکوت خانه پژمرد
[+]
نوشته شده توسط علی در 18:33
|
|
از هجوم نغمه هاي بشكافته گور مغز من امشب
مرده اي را جان به رگ ها ريخت
پا شد از جا در ميان سايه و روشن
بانگ زد بر من : مرا پنداشتي مرده
و به خاك روزي هاي
رفته بسپرده؟
ليك پندار تو بيهوده است
پيكر من مرگ را از خويش مي راند
سرگذشت من به ز هر لحظه هاي تلخ الوده است
من به هر فرصت كه پابم بر تو مي تازم
شادي ات را با عذاب آلوده مي سازم
با خيالت مي دهم پيوند تصويري
كه قرارت را كند در رنگ خود تابود
درد
را با لذت آميزد
در تپش هايت فرو ريزد
نقش هاي رفته را باز اورد با خود غبار آلود
مرده لب بر بسته بود
چشم مي لغزيد بر يك طرح شوم
مي تراويد از تن من درد
نغمه مي اورد بر مغزم هجوم
سهراب سپهری
[+]
نوشته شده توسط علی در 12:52
|
|

اي جراغ روشن شبهاي من
گر نباشي
پاي من در سياهي كرده گير
با تو بودن
لحظه هاي بهترين
پس بذار عاشق بمانم
عشق خود از من نگير
زندگي بي تو غم و افسردگيست

[+]
نوشته شده توسط علی در 12:43
|
|
پيش از تو آب معني دريا شدن نداشت
شب مانده بود و جرأت فردا شدن نداشت
بسيار بود رود در آن برزخ كبود
اما دريغ، زهره دريا شدن نداشت
در آن كوير سوخته، آن خاك بي بهار
حتي علف اجازه زيبا شدن نداشت
گم بود در عميق زمين شانه بهار
بي تو ولي زمينه پيدا شدن نداشت
چون عقده اي به بغض فرو بود حرف عشق
اين عقده تا هميشه سر واشدن نداشت
[+]
نوشته شده توسط علی در 13:6
|
|
سگم را با رفیقم اشنا کردم
سگم با رفیقم می گردد
خودم مثل سگ پشیمانم
[+]
نوشته شده توسط علی در 19:37
|
|
نرم افزاري قوي با سرعت بالا براي دانلود از اينترنت با كرك به نامInternet Download Accelerator
ظمنا چنانچه از اينترنت قطع شديد و دوباره وصل شويد به ادامه دانلود مي پردازد
براي دانلود اينجا كليك كنيد
[+]
نوشته شده توسط علی در 12:36
|
|
اگر چه نزد شما تشنه ي سخن بودم
كسي حرف دلش را نگفت من بودم
دلم براي خودم تنگ مي شود آري:
هميشه بي خبر از حال خويشتن بودم
نشد جواب بگيرم سلام هايم را
هر آنچه شيفته تر از پي شدن بودم
چگونه شرح دهم عمق خستگي ها را
اشاره اي كنم ، انگار كوه كن بودم
من آن زلال پرستم در آب گند زمان
كه فكر صافي آبي چنين لجن بودم
غريب بودم ، گشتم غريب تر اما:
دلم خوش است كه در غربتِ وطن بودم .
محمد علي بهمني
[+]
نوشته شده توسط علی در 21:27
|
|
در عکس چشمان تو
خواب های من پیداست .
در شبیه پوست من
شب ها
چیزی شبیه خواب های تو می چرخد
هر شب به خواب هایم بیا
تا عکسمان هی به هم شبیه تر شود
نه آدمم نه گنجشك
اتفاقي كوچكم
هر بار مي افتم
دو تكه مي شوم
نيمي را باد مي برد
نيمي را مردي كه نمي شناسم
گراناز موسوي
[+]
نوشته شده توسط علی در 19:24
|
|
چون زلف تو ام جانا در عین پریشانی
چون باد سحرگاهم در بی سر و سامانی
من خاکم و من گردم من اشکم و من دردم
تو مهری و تو نوری تو عشقی و تو جانی
خواهم که ترا در بر بنشانم و بنشینم
تا آتش جانم را بنشینی و بنشانی
ای شاهد افلاکی در مستی و در پاکی
من چشم ترا مانم تو اشک مرا مانی
در سینه سوزانم مستوری و مهجوری
در دیده بیدارم پیدایی و پنهانی
من زمزمه عودم تو زمزمه پردازی
من سلسله موجم تو سلسله جنبانی
از آتش سودایت دارم من و دارد دل
داغي که نمی بینی دردی که نمی دانی
دل با من و جان بی تو نسپاری و بسپارم
کام از تو و تاب از من نستانم و بستانی
ای چشم رهی سویت کو چشم رهی جویت ؟
روی از من سر گردان شاید که نگردانی
رهی معیری
[+]
نوشته شده توسط علی در 20:24
|
|
باز، با دلِ گرفته در هوای تو
شعر تازهای سرودهام برای تو
باز هم به یاد خندههای سادهات
باز هم به یاد اشک بیریای تو،
روبه روی آسمان نشستهام، تهیست
بینوازش صدای آشنای تو
مثل لحظهای که رفتهای و بعد از آن
مانده روی برفِ کوچه، جای پای تو
من دلم هنوز بوی عشق میدهد
عطر ساده و صمیمی صدای تو
گرچه قلبم از هجوم غصهها پُر است
گرچه نیستند هیچیک، سزای تو،
غصههای تو تمامشان از آن من
شعرهای من، تمامشان برای تو
انسیهی موسویان
[+]
نوشته شده توسط علی در 10:24
|
|
اي غم ، تو که هستي از کجا مي آيي؟
هر دم به هواي دل ما مي آيي
باز آي و قدم به روي چشمم بگذار
چون اشک به چشمم آشنا مي آيي!
قيصر امين پور
[+]
نوشته شده توسط علی در 20:0
|
|
دلم نمي خواست كه نباشي
نبودنت تمام دردم بود
بودنت بهانه همه چيز
دلت نخواست كه باشي
از سراسر بهانه رفتن
[+]
نوشته شده توسط علی در 12:44
|
|
خسته از آوارگى، خواهانِ آرام و قرارى
از جهان آزرده جان، جوياىِ امنى در كنارى.
ماجرا و گفتگو را دشمنِ ناكينهجوئى
آشتى و دوستى را، دوستدارِ جان نثارى
دوست از دشمن نكرده فرق، خورده تيرِ غدرى
كار را نشناخته از عار، افتاده ز كارى
سالها خون خوردهاى، شادى زخود كرده دريغى
تا گزند خويش را در آستين پرورده مارى
ساده لوحى،ناپذيرا از تجارب نقشبندى
ابلهى ناموخته هيچ از گذشتِ روزگارى ......
[+]
نوشته شده توسط علی در 17:45
|
|
همچو نی می نالم از سودای دل
آتشی در سینه دارم جای دل
من که با هر داغ پیدا ساختم
سوختم از داغ نا پیدای دل
همچو موجم یک نفس آرام نیست
بسکه طوفان زا بود دریای دل
دل اگر از من گریزد وای من
غم اگر از دل گریزد وای دل
ما ز رسوایی بلند آوازه ایم
نامور شد هر که شد رسوای دل
خانه مور است و منزلگاه بوم
آسمان با همت والای دل
گنج منعم خرمن سیم و زر است
گنج عاشق گوهر یکتای دل
در میان اشک نومیدی رهی
خندم از امیدواریهای دل
[+]
نوشته شده توسط علی در 12:31
|
|
شعری بلند از فریاد شیری
....پرده را كنار مي زنم
هنوز تب دارد جاده
وماه آن بالا نگاه مهربان كسي ست
كه بي پرده عاشق مي شود
جاده و جدايي عقربه هاي لنگ
جاده و له له سراب در ساعت هاي مچاله...
[+]
نوشته شده توسط علی در 12:25
|
|
عزيزان هر كس دعوت نامه جي ميل ميخواد من دارم در بخش نظرات ايميل خود رو بدهيد ودر خواست كنيد
[+]
نوشته شده توسط علی در 19:53
|
|
فرا رسيدن شهادت سالار شهيدان ابا عبدالله الحسين
را به تمامي شعيان سراسر دنيا تسليت ميگويم
باز این چه شورش است که در خلق عالم است
باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است
باز این چه رستخیز عظیم است کز زمین
بی نفخ صور خاسته تا عرش اعظم است
این صبح تیره باز دمید از کجا کزو
کار جهان و خلق جهان جمله در هم است
گویا طلوع میکند از مغرب آفتاب
کاشوب در تمامی ذرات عالم است
گر خوانمش قیامت دنیا بعید نیست
این رستخیز عام که نامش محرم است
در بارگاه قدس که جای ملال نیست
سرهای قدسیان همه بر زانوی غم است
جن و ملک بر آدمیان نوحه میکنند
گویا عزای اشرف اولاد آدم است
خورشید آسمان و زمین نور مشرقین
پروردهی کنار رسول خدا حسین

برادی دیدن تصاویر با کیفیت بالا روی ادامه مطلب کلیک کنید
[+]
نوشته شده توسط علی در 10:18
|
|