
براي تبادل لينک ابتدا لينک مارو بانام:دانلود.عکس و مطالب خواندنی(سرایان) در
وبلاگ ياسايتتان قراردهيد ،
سپس از طريق فرم نظرات به ما خبر دهيد تاما هم اين کار رو براي شما بکنيم.
تیر 1390
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
آبان 1386
مهر 1386
تیر 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
با سلام خدمت تمامي بازديد كنندگان محترم. تازگي ها فيلتر شكن كمتر گير مياد يعني ميشه گفت گير نمياد من هم چند روزي شده كه نمي تونم فيلتر شكن جديد براتون بذارم . ولي از امروز ميتونين از همين جا براي هميشه فيلتر شكن گير بيارين اگه چنانچه فيلتر شكن داخل وب لاگ كار نكرد و من هم انلاين بودم ميتونين مستقيما از خودم فيلتر شكن بگيريد یا برام آف بزارین تا بعد براتون بفرستم
برای عبور از فیلتر ها اینجا را کلیک کنید فیلتر شکن جدید ۱۰۰ ٪
![]()
![]()
![]()
ظمنا نظر یادتون نره![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
[+]
نوشته شده توسط علی در 2:5
|
|
بی تو طوفان زده دشت جنونم
صید افتاده به خونم
تو چه سان میگذری غافل از اندوه درونم
بی من از کوچه گذر کردی و رفتی
بی من از شهر سفر کردی و رفتی
قطرهای اشک درخشید به چشمان سیاهم
تا خم کوچه به دنبال تو لغزید نگاهم
تو ندیدی...
نگهت هیچ نیفتاد به راهی که گذشتی
چو در خانه ببستم
دگر از پای نشستم
گوئیا زلزله امد
گوئیا خانه فرو ریخت سر من
بی تو من در همه شهر غریبم
بی تو کس نشنود از این دل شکسته صدایی
بر نخیزد دگر از مرغک پر بسته نوایی
تو همه بود و نبودی
تو همه شعر و سرودی
چه گریزی ز در من که ز کویت نگریزم
گر بمیرم ز غم دل با تو هرگز نستیزم
من و یک لحظه جدایی ،نتوانم ،نتوانم...
بی تو من زنده نمانم...
[+]
نوشته شده توسط علی در 20:37
|
|
دنیای این روزای من همقدر تن پوشم شده
این قدر دورم از تو که دنیا فراموشم شده

دنیای این روزای من درگیر تنهایی شده
تنها مدارا می کنیم دنیا عجب جایی شده

هر شب تو رویای خودم اغوش تو تن می کنم
اینده این خونه رو با شمع روشن می کنم

درحسرت فردای تو تقویممو پر می کنم
هر روز این تنهایی رو فردا تصور می کنم

هفت سنگ این روزای من حتی شبم تاریک نیست
اینجا به جز دوری تو چیزی به من نزدیک نیست
داریوش
[+]
نوشته شده توسط علی در 22:25
|
|

[+]
نوشته شده توسط علی در 18:52
|
|
مهربونیات زیاده که هنوزخوب وصبوری
مثه
یک حس قشنگی
حتی وقتی خیلی دوری...
[+]
نوشته شده توسط علی در 18:46
|
|
خدایا گر تو درد عاشقی را میکشیدی
تو هم زهر جدایی را به تلخی می چشیدی
تو هم چون به مرگ ارزوها میرسیدی
پشیمون می شدی از این که عشق را افریدی
[+]
نوشته شده توسط علی در 19:22
|
|
لطفا این عکس را خوب ببینید

به نظر من این عکس نمادیست از زندگی انسان ها
عده ای می آیند و با نامردمی در حق دیگران سعی دارند جایگاهی امن برای خویش دست و پا کنند اما عده ی دیگری می آیند و کار این جماعت را تلافی می کنند و .... این داستان ادامه دارد
زمین خورده ها بر می خیزند و با تلاش بالا می روند اما به زودی از صحنه خارج می شوند...
عده ای برای سقوط عجله دارند!!
عده ای با تلاش زیاد و عبور از موانع خود را به نردبام زندگی می رسانند و اوج می گیرند اما در حوالی رسیدن به هدف افول می کنند
(نقطه اوج هر فواره سرآغاز انحطاط آن است)
اینان نیز برمی خیزند و از صحنه روزگار خارج می شوند
در این میان هستند کسانی که به این هیاهوهای واهی پوزخند می زنند
[+]
نوشته شده توسط علی در 8:10
|
|
من از نهایت شب حرف میزنم
من از نهایت تاریکی
و از نهایت شب حرف میزنم
اگر به خانه من آمدی برای من ای مهربان چراغ بیار
و یک دریچه که از آن
به ازدحام کوچه ی خوشبخت بنگرم
فروغ فرخزاد
[+]
نوشته شده توسط علی در 7:55
|
|
[+]
نوشته شده توسط علی در 3:19
|
|
از جاده می پرسم
از سایه ای که قدم هایم را از بر است
نمی دانم از کجای آمدن می ایم
که تا همین جای راه
فقط یک سایه با من آمده است
که از سی سالگی
فقط یک سوال گمشده می داند
از ماه می پرسم
که روزهای تا آمدن دنیا را از بر است
کودکی های من در کجای تا سی سالگی گم شد؟
جاده مادرم را دور می کند
و غروب یکی از همین شعرها بود
که پدر
رو به آفتاب مرد
و کودکی های من
در سی سالگی چه زود تمام شد
از جاده می پرسم
که مرا دور می کند
کجای پیچ درختان و فراموشی آفتاب
راه ، به تنهاترین خانه ی جهان می رسد ؟
کودکی در اتاق مستطیل
تا سی سالگی را صدا می کند
و جاده ها چه قدر عجیب اند
که به هیچ سوالی جواب نمی دهند
که در هیچ جای رفتن نمی میرند
در امتداد این گمشدن
هی سوال می کنم و باز
جاده مرا دور می کند
تا اتاق مستطیل
باید از فراموشی نه آفتاب
که از فراموشی دیر سالگی بگذرم
هیوا مسیح
[+]
نوشته شده توسط علی در 1:2
|
|